ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

170

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

مىروند ، و لباس آنها هم ، با سازندهء پيادهء سالدات مغايرت دارد . از قرارى كه مشهور است سازندهء روس بهتر از همهء يوروپ است . همچنانكه سالدات و سپاه آن‌ها ، نيز ترجيح به همهء يوروپ دارد ، و در دعوا تا كشته نشوند فرار نمىنمايند . اما جنرال و سركردگان سپاه فرانسه ، موافق مشهور ، تدبير و تعليم جنگ را بهتر از جميع اهل يوروپ مىدانند . عمدهء مطلب اين است كه سپاه نظام داشتن در هر دولت بسيار لازم و خوب است و مواجب و رخوت و اخراجات سالدات كه مستمر و برقرار است ، به اين نهج مىباشد كه سالى دوازده هزار دينار پول اروس كه هفتهزار « 1 » پول ايران مىشود مواجب به هر يك مىدهند ، و اين وجه مختص اخراجات جزئى ، از مقولهء حمام و صابون ، و دوختن پاره بودن چكمه و رخوت ، و خوردن گوشت گاو در بعضى اوقات ، و همچنين از اين مقوله مىباشد . در دو سال دو دست رخوت مىدهند . يكى رخوت بهار است ، كه زير جامهء كتان و قباى ماهوت نازك مىباشد ، و يكى رخوت زمستان است ، كه زير جامه ماهوت و قبا نيز ماهوت كلفت مىباشد ، و در دو سال يك توپ بالاپوش هم دارند . و يومى دويست دينار پول اروس قيمت آرد سياه به جهت خوراك به آنها مىدهند كه نان سياه آماده كرده با آب نمك مىخورند . مذكور مىنمايند كه از براى خاطر سالدات ، ايمپراطور هنگامى كه با آنها نزد سالدات‌ها رفته نان سياه و نمك قدرى با آنها مىخورد يعنى من هم سالدات مىباشم . چكمه و كلاه نيز از سركار [ پادشاه ] به آنها مىدهند ، و تفنگ و شمشير و يراق نيز از مال شاه است . به اين طريق كه هر روزه به سبيل استمرار بايد آن را پاك كنند و چرب نمايند و محافظت كرده باشند كه عيب و علت نكند . و قاعده اين است كه اگر تفنگ و يراق آنها در دعوا و جائى كه مأمور شده‌اند ، شكستگى و نقص بهم برساند ، از سركار پادشاه ، عوض مىدهند ، و هر گاه در مكان غير دعوا به علت عدم محافظت نزد سالدات عيب بكند ، بايد سالدات خود از عهده برآيد . مواجب و رخوت و اخراجات و ساير اسباب سپاه سوار ، قدرى زيادتر و بهتر از سالدات مىباشد . اسب و يراق و چكمه و كلاه و ساير ما يحتاج نيز از سركار پادشاه به آنها داده مىشود . همچنين افسرها و جنرال و سرگردان اعم از پياده و سواره ، هريك به قدر حال و فراخور قابليت خود مواجب و جميع ما يحتاج از سركار پادشاه مستمر و برقرار دارند ، كه به همان آئين قديم بازيافت مىكنند و متوجه خدمت خود مىشوند . و هر گاه منشاء و مصدر خدمتى بشوند نشان تازه يا رتبه به آنها داده مىشود . و الا [ از ] قرارى كه به جهت مواجب و اخراجات و ساير ضروريات آنها داده‌اند تخلف بهم نمىرساند و سپاه سوارهء اينها از روس ، و قزاق « 2 » ، و قرقيز « 3 » ، و چركس ، و قلماق ، و تركمان دشت قبچاق « 4 » و غيره طوايف مىباشند ، و سالدات نيز از روس و ليه و ساير ولايات تصرفى ، تمامى گرفته‌اند . و پادشاه از كل اين سپاه كه تفصيل آن قلمى شد شصت هزار نفر

--> ( 1 ) - يك كلمه خوانده نشد ( 2 ) - متن : قزاغ ( 3 ) - متن : قرقيس ( 4 ) - متن : غبچاق